السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )
57
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )
نتيجه و بررسى اين داستانها 1 - حموى در كتاب « معجم البلدان » خود شهرى به نام « امغيشيا » را به نقل از سخنان سيف معرفى مىكند و از زبان ابو مفزر ، شاعر افسانهاى سيف اشعارى را شاهد بر مطالب خود مىآورد ، ولى طبرى بنا به عادتش در حذف اراجيز ، آنها را در پايان مطالب خود دربارهء ابو مفزر حذف كرده است . اما امغيشيا شهرى با چنان عظمت و بزرگى كه سيف معرفى كرده است ، ممكن بوده كه با وجود نزديكى زمان سيف به تاريخ وقوع جنگ در آن جا در زمان خلافت ابو بكر ، انگشت ترديد و دروغ بر گفتهء او - سيف - بگذارند . پس با زيركى و سيطنتى خاص در مقام معالجهء چنين پيش آمدى بر آمده ماجراى امغيشيا شهر افسانهاى خود را به آن جا مىكشاند كه خالد فرمان داد تا سپاهيان او آن را چنان ويران كردند كه اثرى از چنان شهر با عظمتى بر صفحهء زمين باقى نمانده است ! بدين سان سيف نفسى راحت مىكشد و خود را از انديشه سخن پيرامون وجود مكانى به نام امغيشيا فارغ مىسازد . 2 - سيف با ويران ساختن امغيشياى افسانهاى خود به دست خالد مضرى ، از طرفى براى قريش و تميم كسب افتخار كرده ، عطش تعصبات قبيلهاى خويش را تسكين داده است ، از سوى ديگر به نداى زندقه خود پاسخ گفته و چنان كشتار وحشيانه و بىرحمانهاى را به سربازان اسلام نسبت مىدهد تا به مدت يك هزار و دويست سال چنين خشونت و بىرحمى در تاريخها منعكس شود و بهانه به دست معاندين اسلام دهد ! در حالى كه دامان سپاهيان اسلام از چنين جنايتى پاك و مبرا است . 3 - در مورد جنگهاى « الثنى ، و زميل » طبرى داستان را از سيف نقل مىكند بدون اين كه رجزهاى آن را بياورد . اما حموى با اعتماد به سخنان سيف و اشارهء صريح و مصدر آن يعنى كتاب فتوح سيف ، آن را فقط دربارهء زميل نقل مىكند . سيف در اين دو خبر براى تميم كسب افتخار مىكند ، و ربيعه دشمن ديرينهء خود را به لجن مىكشد و مىگويد قبايل ربيعه افتضاح به بار آوردند ، در آن هنگام كه زنان خود را در پنجه قدرت و مردان نيرومند تميم گرفتار ديدند و از اين قبيل . دست آورد اخبار سيف در اين مورد 1 - سه مكان آفريده است تا نامشان در كتابهاى جغرافيا برود . 2 - كوتاه سخنى ساخته تا خالد مضرى با آن معروف و سرشناس شود . « زنان ، مردى چون خالد را هرگز نزايند . »